تماس با محمود گبرلو
آرشیو مطالب
صفحه اصلی
بهترین دوستانم در وب
آرشیو عکس
از گذشته تا امروز

 

جشنواره فيلم فجر و نيازها

 

 

 

 

 

بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر در سي و يکمين سالگرد انقلاب اسلامي باحساسيت خاصي نسبت به دوره هاي قبل خود برگزار شد.از سويي متوليان آن - از وزير ارشاد گرفته تا معاونت سينمايي و دبير جشنواره و معاون و مديرکل سينمايي - همگي پس از استقرار دولت نهم به اين مسئوليت منصوب شدند و تا برگزاري جشنواره نيز فرصت چنداني نداشتند.

 از سوي ديگر برخي هنرمندان و سينماگران به دليل التهابات سياسي و اجتماعي اخير اعلام کرده بودند که چندان رغبتي به حضور ندارند و نکته مهمتر ديگر اينکه دولت نهم نيز در راس برنامه هاي خود توجه جدي به عرصه فرهنگ و بخصوص سينما را اعلام کرد و حتي براي آن نيز بودجه هاي کلاني را در نظر گرفت.
با اين تفاسير طبيعتا انتظار و توقع از جشنواره اي که نماد فعاليت يک سال
آينده سينماي ايران و عملکرد مسئولين سينمايي کشور است بسيار متفاوت و حساس تر است ، چنانکه اين دلشوره و اضطراب در ميان علاقه مندان به نظام جمهوري اسلامي و دولت نهم و بخصوص سينماگران و هنرمنداني که متعهد به آرمانها و ارزشهاي انقلاب اسلامي هستند وجود داشت که مبادا با جشنواره اي روبرو شوند که مايه تاسف و ناتواني باشد.
اما خوشبختانه با تدابير انديشيده شده با جشنواره اي روبرو بوديم که ضمن
موفقيت نسبي در اجرا توانست بسياري از زواياي پنهان و اما زيربنايي و استراتژيک موردنياز ساختار سينماي انقلاب اسلامي ايران را آشکار سازد که به گوشه هايي از آن اشاره مي شود.
مديريت اجرايي جشنواره امسال توانمند تر از سالهاي قبل عمل نمود
. هوشمندي و درايت دبير جشنواره علي رغم همه ناملايمات قابل تقدير و قدرداني بود اما جشنواره از لحاظ مديريت اجرايي در آينده به مديريت مستقل ، هوشمند و با تجربه و يا بودجه اي متناسب با آن بدون وابستگي به نهادها و يا سازمانهاي مختلف و يا شهرداريها و شوراها نياز دارد تا بتوان شاهد سياستگذاري هاي مستقل نيز باشيم. گدايي کردن براي برگزار کردن جشنواره  اي که بايد افتخار نظام باشد در شان نيست!
تعريفي که سالها
پيش براي اهداف جشنواره درنظر گرفته شده ديگر کاربرد لازم را ندارد. در آن سالهاي دور گمان مي رفت جشنواره مي تواند نمايشگر يک سال فعاليت آينده سينماي ايران باشد و با ديدن فيلمها مي توان به ارزيابي درستي از وضعيت آينده سينماي ايران رسيد اما در اين سالها شرايط به گونه اي است که فيلمها يا قبل از جشنواره به نمايش در مي آيند و يا اصلا  به جشنواره نمي آيند و بعد هم نمايش عمومي پيدا مي کنند در اين ميان سودجويان نيز از ترس بازتابهاي منفي جشنواره فيلم هاي مسئله دار خود را به جشنواره نمي دهند چنانکه در يکي دو سال گذشته فيلم هايي بسيار سخيف به روي پرده رفتند که اهل فن و متخصص آنها را در جشنواره سالهاي قبل نديده بودند. بنابراين ، اين تعريف که «جشنواره تصوير يک سال سينماي ايران است» بايد تبديل به يک موضع جديد گردد تا بدين طريق توقعات نيز کاهش يابد و تکليف فيلمسازان علاقه مند به حضور هم مشخص شود.
فيلمهاي متفاوت و گاه متناقض امسال نشان داد که مسئولين نظام جمهوري اسلامي
بايد مشخص کنند چه تعريفي از سينما دارند و در تعريف سينماي انقلاب اسلامي چه مفاهيمي رادر نظر دارند. البته شايد بگوينداين سئوال تکراري است و بارها بيان شده اما بالعکس جشنواره امسال نشان داد که بايد اين تعاريف دوباره بازنگري و تبيين شود چون فيلمسازاني در راه هستند که علاقه مند به اين تعاريف بوده و مايل اند در اين مسير گام بردارند اما چون متوليان تعريف درست و شفافي ارائه نمي دهند هنرمندان با تنش هاي فکري روبرو هستند . هم اکنون هر مسئول سينمايي در مصاحبه ها و سخنراني هاي خود مدلي ارائه مي دهد که در مقايسه با سخنان مسئول ديگر زمين تا آسمان فاصله است . در شرايط حاضر لازم است عرصه گفتگو و پرسش و پاسخ بين اهالي سينما و عالمان و انديشمنداني که تبيينکننده سياست هاي فرهنگي هستند فراهم گردد تا در اين مسير توليدات متناسبي ارائه گردد مثلا فيلمهاي فرهنگي به چه نوع فيلم هايي گفته مي شود؟ آيا هر فيلمي که مروج لاابالي گري و خرافاتي و بيگانه پسند باشد فيلم فرهنگي در نظام جمهوري اسلامي محسوب مي شود و يا فيلم هاي بدنه چه نوع فيلم هايي هستند . آيا هر فيلم ضداخلاقي که بسيار نازل ساخته شده و متاسفانه از فروش مناسبي برخوردار است فيلم بدنه محسوب مي شود؟ در اين جشنواره ديده شده که رشد و بالندگي مذهبي را نشان مي دهد از جمله فيلم زيباي «عصر روز دهم» و يا فيلم متفاوت و دلنشين «طلا و مس» و در يک سطحي پايين تر فيلم «دموکراسي در روز روشن» نشان مي دهد فيلمسازان علاقه مند ورود به عرصه هاي ديني حضور دارند اما عدم تبيين شفاف و علمي از رابطه دين با سينما و نحوه کاربرد مضامين ديني در سينمانقص اصلي و جدي است تا ديگر فيلمهايي همچون «آتشکار» که نگاه بسيار سخفيف و غيراخلاقي به مضامين ديني دارد - و در همين سالهاي گذشته ساخته شده - ساخته نشود و کارگردانش که از فيلمسازان جوان و خوش ذوق و آشنا به استانداردهاي سينماست عالمانه تر و آگاهانه تر وارد عرصه مضامين ديني گردد.
دفاع مقدس نيز از جمله مسائلي است که با فيلم هاي نمايش دادهشده نشان داد
که نياز به نظارت جدي و اساسي دارد تا دچار تحريف و دروغ پردازي نشود. با توليد فيلم اخراجي ها در قالب طنز در عرصه دفاع مقدس بخصوص با ورود به برخي حريم ها که خط قرمز محسوب مي شد امسال فيلم هايي مشابه آن توليد شد که بسيار نازل و توهين آميز بود مثل فيلم «زم هرير» که کارگردان و تهيه کننده اش علي رغم آنکه نسبت به شهدا و رزمندگان اظهار ارادت مي کنند اما فيلمشان با ايجاد شخصيتي غيرواقعي مثل «حاج مريم» که دختري مانکن در دوران طاغوت بوده! و يا فرمانده اي به اسم «آسيد علي» که خواننده کوچه و بازار و ترانه هاي خوانندگان دوران طاغوت همچون «لب کارون چه گل بارون» بود زمينه تمسخر و هوي تماشاگران و منتقدان با گرايشهاي مختلف را به وجود آورد. (البته اين فيلم و چند فيلم ديگر جزء برنامه هاي جشنواره نبودند و از سوي مسئولين جشنواره نيز کنار گذاشته شده بودند) به نظر ضروري است از هم اکنون جريان سينماي دفاع مقدس به جمعي سپرده شود تا حافظ منافع و ارزشهاي مقدس آن سالها باشند و اگر فيلمي طنز آميز ساخته شد مراقبت گردد که به ضد ارزش تبديل نشود.
توقيف و يا رفع توقيف يک
فيلم نبايد دغدغه اصلي متوليان و دست اندرکاران سينما باشد. اصل اين است که مبادا گامي برداشته شود که مجبور به توقيف فيلمي شويم که خود دستور ساخت آن را صادر کرده ايم و همان گونه که دولت در دوره گذشته عدالتخواهانه و ارزشمدارانه تحولاتي را در کشور ايجاد نمود و با توصيه و تذکرات مقامات عالي رتبه برنامه هاي دور جديد فعاليت خود را در دولت دهم برتوسعه و گسترش مسائل فرهنگي قرار داد لازم است با ايجاد همدلي و اتحاد بين همه هنرمندان دلسوز و با استفاده از همه صاحب نظران آگاه و مطلوب تصوير روشني از آ ينده سينماي ايران ارائه گردد تا بتوان پس از پايان دوره به نيکي از اين جمع ياد کرد