" این مطلب را زمانی نوشتم که شایعه شده بود جواد شمقدری برای وزارت ارشاد نامزد است . حال که او به سمت معاونت سینمایی وزارت ارشاد منصوب شده است با قدری اصلاح آن را دوباره در سایت قراردادم شاید مرور دوباره آن کمکی به جواد شمقدری عزیز باشد "
جواد شمقدرِی فیلمساز هم اکنون به یک شخصیت محوری در دولت تبدیل شده که میتواند تاثیر گذار باشد..واقعیت این است که هنرمند ماندن برای او در این شرایط میتواند یک امتیاز باشد اما او مسئولیت دولتی را با همه ریسک ها و جسار ت هایش پذیرفت تا بتواند هم گام جدیدی در مسیر فکری و کاری خود بردارد و هم به اهدافی که سالها درنظر داشت نزدیک تر شود . پس جواد شمقدری ای که در این سکان قرار گرفته و قصد دارد به اهدافش برسد باید چند نکته مهم را رعایت کند و گرنه شاید همان هنرمند هم دیگر نباشد و این برای مسیر کاری او یک شکست است . اولین حرکت تبیین درست از مهندسی سینمای پس از انقلاب است که میتواند آغاز گرو بنیانگذار یک حرکت نوین در سینمای ایران باشد . واقعیت این است که سینمای امروز ایران از لحاظ استراتژی و سیاست بسیار پراکنده و آشفته است .سینمای امروز ایران که بیش از سی سال از عمر بعد از انقلابش می گذرد با نوآوریها و خلاقیت وتربیت نیروهای ارزشمند نیاز به یک برنامه اصولی برمبنای اصولگرایی دینی دارد. نکته دیگر تبیین دیدگاه ریس جمهور و دولت در خصوص هنر و سینما است که متاسفانه زیاد شفاف نیست . به همین دلیل هم آن جلسه سینماگران با رئیس جمهور و هم موج حمایت از رئیس جمهور در انتخابات آبرومندانه نبود . جواد شمقدری در این شرایط باید صمیمانه و درست - تصویر روشنی از دیدگاه رئیس جمهور ارایه دهد. دومین حرکت جمع کردن مجموع هنرمندان سینما در زیر چتر مهربانی و مهرورزی است در یک فضای مهرورزی و مهربانی همراه با ارایه ایده های ناب و امیدوارکننده میتوان با آنها به گفتگو نشست . هنرمند هدفش خدمت به مردم و ارایه دیدگاه و نظرات اش در قالب هنر است و میخواهد در این جامعه باشد و فیلم بسازد اما روحیه لطیف و زود رنجش تحمل بسیاری از ناملایمات را ندارد و زود قهر میکند. هر مسئول دولتی که با اهل هنر سروکار دارد باید سعه صدر و تحمل داشته باشد و بداند با هر هنرمند چگونه رفتار کند تا طرفین به اهدافشان برسند. البته در این مسیر سختی هایی هم وجود دارد چون ممکن است اعتقادات برخی هنرمندان با آنچه جامعه نیاز دارد و یا سیاستگذاری ها میگوید متفاوت باشد و یا اصلا سر عناد داشته باشند و زیربنای قانون و دولت و نظام را قبول نداشته باشندکه به نظرم همین هم باید شفاف باشد تا تشخیص سره از ناسره برای همگان روشن باشد. دیگر اینکه جواد شمقدری باید از باند بازی و تفرقه اندازی در بین سینماگران بشدت جلوگیری کند . جواد شمقدری مثل مسئولی می ماند که تا دیروز مدیر یک گروه کوچک و یامجتمع و شرکتی بود اما حال مسئول سینمایی کشور است که مسئول همه مجتمع ها و شرکتها و آدمهایی است که در سینما هستند است که باید با آنهابه گپ و گفتگو بپردازد . ممکن است در گذشته بدلایی با یک مجتمع و یا شرکتی و یا فردی دشمنی داشته اما حالا وظیفه دارد با مهربانی و صمیمت با آنها سخن بگوید و خدمات بدهد و اگر مسئولی اینگونه رفتار کرد عین عدالت اسلامی است. در این میان گروهی بنام "هیات هنرمندان مسلمان " حضور دارند که از نزدیکان جواد شمقدری محسوب می شوند . معتقدم اینان جمعی از دلسوزان به نظام و انقلاب هستند که در عرصه هنر کج دار مریض دستی دارند اما از دید یک مقام مسئول همه هنرمندان ایران اسلامی نباید اینان باشند. یک واقعیت تلخ را متولیان هیات باید بپذیرند که در جذب هنرمندان حتی خودی ها هم متاسفانه موفق نبوده اند و تاسف بارتر از آن اینکه گاهی عامل همین باند بازی و تفرقه ها رفتار ها و گاه کلام های برخی از متولیان همین هیات بود . نکته اخر اینکه شرایط دولت دهم بسیار سخت تر از شرایط دولت نهم است . چون شاید در عرصه های مختلف اجتماعی سیاسی و اقتصادی گام های موثر و مفیدی برداشته شده اما در عرصه فرهنگ و هنر آنچه که به ظاهر دیده می شود پس رفت و عقب ماندگی است و این مشکلات را بیشتر کرده است . لذا به چند حرکت موثر و مفید در سینما نیازمندیم تا یک تحول اساسی و زیر بنایی در عرصه فرهنگ و هنر با همین نیروهای هنرمند داخل کشور که شاید ۹۰ درصدشان به شخص دیگری رای داده باشند احساس شود . این حرکت شدنی است اما نباید از هیاهوها و بیانیه ها ترسید. ترس برای کسانی است که فکر و برنامه نداشته باشند.
دوازدهم مهر 1388


